التون جان: کنسرتی برای همجنس گرایان برگزار خواهم کرد متن ترجمه شده مصاحبه التون جان با مجله آبزرور
27-Dec-2006
faryaad.com
التون جان (Elton John) و جیک شیرز (Jake Shears) از گروه’Scissor Sisters’ در مورد اینکه ستاره همجنس گرا بودن چه معنی می دهد و چه چیزی باعث شوخ طبعی آنها می شود و چرا همه پذیرای دنیای آنها هستند بحث می کنند.

یک شنبه 12 نوامبر سال 2006
محل: خانه التون جان در جنوب فرانسه، 21 آگوست 2006

جک شیرز: مجله مطلب مخصوصی در مورد "همجنس گرا" بودن دارد. تو در موردش چه نظری داری؟

التون جان: من در موردش چه فکری می کنم؟

جک: حقیقتش من نمی خواستم این کار را انجام بدم.

التون: تو نمی خواستی موضوعی درباره ی موسیقی "گی" داشته باشی؟

جک: اگه برای انجامش با تو صحبتی نداشتم این کار رو انجام نمی دادم، اما سوال من اینه: اول از همه نظر تو در مورد اینکه همجنس گرا بودن یک موضوع بحث باشه چیه ؟

التون: خب، این نباید یک بحث باشه. اولا هر چیزی که در مورد جنسیت هست نباید یک موضوع باشه، اما اینکه اونها این کار را انجام می دهند، فکر کنم خوبه. موسیقی اکنون نوعی از هنر است که مردم در اون احساس راحتی می کنند. مخصوصا در انگلستان - در آمریکا خیلی زیاد نیست، تو در این کار آنجا پیش قدم بودی. با Antony و Johnsons (از گروه Scissor Sisters (و Rufus (از Wainwright) شما سه استعداد بزرگ دارید که پدیدار شده اند و گفتند: « ما "گی" هستیم و مشکلی با اون یا هیچ کس دیگه ای نداریم» که شگفت انگیز بود. همه ی این سه عامل موزیک های خارق العاده ای ساخته اند که با هم متفاوتند.

جک: بله، اما من احساس شباهت با Antony و Rufus می کنم. – صرف نظر از اینکه آنها همجنس گرا هستند. مردم روزی به عقب و این زمان برمی گردند، به موسیقی که ما می سازیم توجه می کنند و متوجه می شوند که آنها صدای کامل این نسل هستند بی توجه به جنسیت آنها.


التون: کاملا، آنها صداهای بزرگ و دارای استعدادهای زیادی اند. به نظر من،Rufus تقریبا به سبک Gershwin هست و آنتونی... من نمی دونم چه سبکی دارد اما روشش مخصوص خودش است (خنده) یک موسیقی ابدی. اگر شما ترانه های عالی با معنی و احساس بنویسید، آنها برای همیشه خواهند ماند چون ترانه ها کلید هر چیزی هستند. سروده ها هنرمندان را زنده نگه می دارند و اگر خوب باشند برای همیشه ادامه خواهند داشت.

جک: آغاز هم جنس گرایی چگونه می تواند باشد؟ چه وقت می توانید بفهمید که شما تمایل همجنس گرایی دارید؟

التون: شاید در مدرسه، اگرچه من وقتی در گروه خودم Bluesology بودم و با Long John Baldry برنامه اجرا می کردم، حتی نمی دانستم که او "گی" است، حالا که بهش فکر می کنم می بینم او همجنس گراترین فردی بود که می شناسم. او عصبی، لوس، زن نما و بامزه بود. من از نظر جنسی خیلی نابالغ بودم. تا23 سالگی سکس نداشتم که آن هم با یک مرد بود. من با عجله زمان از دست داده ام را جبران کردم. کاش می توانستم وقتی14 ،15 یا16 ساله بودم سکس داشته باشم چرا که سن مهیجی برای داشتن سکس بود.

جک: من وقتی 15 سالم بود فهمیدم و نوجوان بسیار فعالی دراین مورد بودم.

التون: خب، من به شما حسادت می کنم. من در دهه ی 50 و اوایل60 بزرگ شدم که هنوز کاملا پیرو سنت قدیم بودند، هیچ اطلاعی در مورد سکس یا هر چیزی مثل اون نداشتم، مخصوصا در بریتانیا هنوز افکار قدیمی بود. دوران مدرسه با دخترها بیرون می رفتم چون مجبور بودم. من تجربه ی سکس را برای مدت خیلی طولانی نداشتم.

جک: وقتی Little Richard و Liberace به کار آمدند، به عنوان یک فرد جوان در ذهنت چه می گذشت؟

التون: من بهشون فکر نمی کردم به خاطر اینکه تازه "گی" شده بودم چیزی در مورد "گی" بودن و هم جنس گرایی نمی دانستم، من فقط فکر می کردم آنها درخشان و افسانه ای بودند و من هر دوی آنها را به طریقی دوست داشتم. چیزی در هر دوی آنها وجود داشت که مرا جذب می کرد. پیانو یک ابزار غیر حرفه ای است و هر دوی آنها کاری کردند که پیانو طوری دیگر به نظر برسد چون آنها کامل تر از زندگی بودند. وقتی Little Richard ایستاده می نواخت واقعا شگفت آور بود و Liberace شمعدان و حلقه داشت و خوش سخن بود. این پیانو همیشه بدترکیب ترین آلت راک اند رول بوده اما آن دو، پیانو را ارتقا دادند همانطور کهJerry LeeLewis می کرد. اما ان دو آشکارا "گی" بودند. حالا که به آن زمان بر میگردم می بینم که خیلی ساده و بی ریا بودم.

جک: همونطور که هر کسی به آنها تماشا می کرد. مانند هنرمندانی مثل Liberace و Little Richard و هم جنس خواهی آنها، البته که بر ظرافت و زیبایی و کل شخصیت آنها تاثیر داشت. اما سکس موضوعی نبود.

التون: وقتی من به Liberace نگاه می کردم تمایلات جنسی خیلی واضح بود. او خیلی همجنس گراتر از (Little Richard) به نظر می رسید.Liberace های بسیاری به همان هنرمندی در من وجود دارد، اما من یک مرد همجنس گرا شناخته شده هستم، خیلی از شنوندگان من شبیه شنوندگان Liberaceهستند و به نظر نمی رسد که آهنگ مزخرف گوش دهند. فکر می کنم این خیلی عالیه.

جک: از نظر دسته ی موسیقی فکر می کنم ما واقعا در این مورد خوش شانس بودیم. من فکر می کنم وقتی به دست مردم می رسه واقعا نمی تونستند از چند نظر بی دقت باشند.

التون: مخصوصا که شما اولین بار در بریتانیا جلو آمدید. من فکر می کنم اگر تو صادق و صریح باشی و خودتان، Freddie Mercury همراه همه ی گروه هنرمندان این کار را انجام دهید، آن وقت مردم عاشقش می شوند. ما اجتماعی داریم که همه آهنگ سازها و مجریان تلویزیونی "گی" هستند. وقتی من جوان بودم یک برنامه ی رادیودی بود با Kenneth Williams(Round the Horne) – همان که در آن زمان بیداد کرد- اما مردم عاشقش بودند. فکر نمی کنم آنها پی برده باشند که چه قدر گوش کردن به آن اهانت آمیز بود اما آنها عاشق گوش کردن به او بودند. این در دهه ی پنجاه و اوایل شصت بود وقتی ارائه دهندگان خیلی همجنس گرا و فوق العاده بودند. و همین طور او به زبان Polari صحبت می کرد که خنده دار بود چون خیلی زنانه بود اگرچه من نمی دونستم اوهمجنس گرا شده است.

جک: من فکر می کنم آن آدم های "گی" حس شوخ طبعی شان متفاوت از مردمی است که به جنس مخالف تمایل دارند.

التون: من فکر می کنم شوخ طبعی بریتانیایی خیلی گستاخانه است و طبع هم جنس گرایان هم خیلی گستاخانه است. من فکر می کنم هر دو دست در دست می روند و این دلیل آن است که آنها خیلی خوب در انگلستان با هم ترکیب شدند. من فکر می کنم به خاطر همین است که شما خیلی کمدین "گی" در انگلستان می بینید که بسیار خوب قبول شده اند چون طبع بریتانیا یی خیلی بی پروا است. من عاشق آن هستم. این شوخ طبعی مورد علاقه ی من است. این گستاخی در تاریخ بریتانیا سابقه دارد، از کمدین ها ، چه آنها که همجنس گرا بودند چه خیر- همه شان بسیار گستاخانه رفتار می کردند.

جک: منم همین طور فکر می کنم. شما می تونید برید و یک کمدین زن نما رو ببینید که بدترین جک ها را در جهان دارد اما هنوز چیزی واقعا وجود دارد.

التون: من عاشق کمدین های زن نما هستم و خیلی دوست دارم به تماشای نمایشان بروم. چون آنها بسیار با شخصیت و خیلی جسور هستند. من عاشق مردم با جرات هستم.

جک: وقتی شما بعضی از کمدین های آمریکایی مثل Justin Bond را می بینید که کارهایی مثل آتش زدن پرچم آمریکا را روی صحنهء نمایش انجام می داد و این واقعا خطرناک و بسیار شجاعانه بود. من امسال تابستون به اطرافم و چند سال گذشته نگاه کردم. به نظر من سیاست جهانی واقعا جنبش هم جنس گرایی را تغییر داده است. ما در شرف جنگ جهانی و اتفاق های وحشتناکی در برخوردهای مذهبی هستیم.

التون: من فکر می کنم مذهب همیشه سعی دارد که همه را از آدم های همجنس گرا بیزار کند. مذهب تنفر و بیزاری را نسبت به افراد "گی" افزایش می دهد. اما مسیحی های زیادی هستند که من می شناسم و همجنس گرا هستند و البته عاشق مذهبشان نیز هستند.

جک: مادر من مسیحی است و من رو خیلی دوست دارد، همه ی اطرافیان خانواده ی من مسیحی هستند و من هیچ مشکلی با آن ندارم. من فقط فکر می کنم ما احتیاج داریم که نگرانی مان را درباره ی جنبش های طرفدار هم جنس گرایی کم کنیم و بیشتر متوجه جنبش های ارتجاعی و مذهبی باشیم. این فقط در مورد افراد هم جنس گرا نیست بلکه به طور کلی درباره ی رفتار مردم است

التون: شما اشاره به خودتان کردید، Pet Shop Boys و من باید کنسرتی برای احترام به هم جنس گرایی "Gay Pride" در روسیه اجرا کنیم. من فکر می کنم این فکری عالی است به خاطر اینکه در (اتحادیه شوروی سابق) کشورهای مانند لهستان، لیتوانی و روسیه حرکت بزرگی برضد هم جنس گرایی داشتند و اکثر آنها به وسیله کلیسا شروع شده است.

جک: بله ، این خیلی مهم است که کاری مانند این را انجام دهیم، برای اینکه شما فرصت و شانس اینکه خودت باشی رو پیدا کردی. شما می توانی به جایی مثل روسیه بروی و حداقل اشاره ای به این نکته داشته باشی که ما متوجه آنچه هم اکنون می گذرد هستیم و مراقبیم.

التون: دقیقا، من نمی تونم رو به روی هر نوع کینه سازی مذهبی و نژادپرستی بایستم، منفی گرایی زیادی بین مردم وجود دارد. آنها همجنس گرا ها را در گنجه می گذاشتند اما حالا آنها این کار را برای مردم مذهبی انجام می دهند. آنچه ما باید به عنوان نوازنده انجام دهیم این است که سعی کنیم مردم را به کنار هم بیاوریم. فکر تو در مورد کنسرتی 'Gay Pride' در مسکو نظر درخشانی خواهد بود.

جک: آن اولین 'Gay Pride' ای خواهد بود که Scissors انجام داده اند، من مطمئنم.

التون: من هم تا حالا Gay Pride اجرا نکرده ام - آن ها همیشه از من می خواهند اما من همیشه که اینجا نیستم - من همیشه غایب بودم. من Euro Pride را اجرا کردم و واقعا از آن لذت بردم اما یک زمانی هست که تو بایدبرخیزی. من هرگزبرای ایدز کاری نکردم چون من در ابهام از استفاده ی دارویی بودم. ولو اینکه دوستان من چپ و راست می مردند. من همیشه در جریان نبودم و بایستی می بودم. شاید ما باید سال دیگر با هم به مسکو برویم اگر آنها ما را بپذیرند. ممکن است که آنها ما را نخواهند.

جک: به هر حال ما می رویم.

التون: ما گوشه ای می ایستیم - حتی اگر پیرزن های کوتاه قد به ما حمله کنند!

جک: (خنده) اجرای یک برنامه ی "گی" برای من یک قدم به عقب است. من نمی خواهم که یک برنامه هم جنس گرا را اجرا کنم چون من نمی خواهم کسی که برای نمایش می آید فکر کند که جزئی از گروه نیست.

التون: این مثل آن هست که در کلوب های "گی" اجازه ورود به زن ها داده نمی شود و مثل این است که " بیا، ما باید که با هم باشیم" من خیلی از آن متنفرم.

جک: من از برنامه متنفر می شوم اگر که در مراسم باشم و ببینم فقط مردان همجنس گرا هستند - من نمی خواهم آنجا باشم. اگر جشن تو خانم های سکسی و خارق العاده نداشته باشه این یک جشن واقعی نیست.

التون: ما مدت زیادی است که کوشه گیری کرده ایم. حالا زمان آن است که خودی نشان بدهیم.

جک: در برلین کلوب های گی زیادی با مردهای همجنس گرا و مردان معمولی و زن ها هست. به نظر من این خیلی سکسی تر است.

التون: به نظر من این گونه انسانی تر است. ما همه باید در کنار هم باشیم. من فهمیدم که زندگی باید خیلی ساده و بی ریا باشد. این یک عقیده ی آرمان گرایانه اما جامع و تکامل یافته است. ما نمی توانیم هم جنس گرایان را محروم در نظر بگیریم. ما نمی توانیم مردم مسلمان را به خاطر سخت گیری شدید در اسلام مستثنی کنیم. مسلمانان باید در مورد آن سخن بگویند. ما نمی تونیم در مورد کتابی از روی جلدش قضاوت کنیم.
به نظر من باید مذهب را به کلی تحریم کرد حتی اگر چیز خارق العاده ای در آن باشد. من عاشق طرز فکر آموزشی عیسی مسیح و داستان های زیبایش هستم که یکشنبه ها در مدرسه می شنیدم. در تکه کاغذهای کوچک آن را جمع می کردم و در کتابم می نوشتم. اما واقعیت این است که مذهب سازمان یافته به نظر کارا نمی آید. این مردم را تبدیل به موش های تنفر انگیز می کند و واقعا قابل قبول نیست.


جهان نزدیک به شروع جنگ جهانی سوم است و رهبران مذاهب در کجا قرار دارند؟ چرا آنها کنفرانس ندارند، چرا آنها جمع نمی شوند؟ من این رو بعد از واقعه ی 11 سپتامبر گفتم و مردم فکر کردند که من دیوانه بودم. به جای خشم و اجبار بیشتر چرا ]یک جلسه برای گفتگوی مذاهب نیست[. همه اینها با یک گفتگو بدست می آید - که تنها راه است- . همه ی مردم از هر دینی را دور هم جمع کنند و بگویند: " گوش کنید، این نباید ادامه داشته باشد. چرا ما باید این همه دشمنی داشته باشیم؟"

ما همه بندگان خداییم، ما باید پیشرفت کنیم و رهبران مذاهب بایستی پیشقدم شوند اگر آنها این کار را انجام ندهند، چه کس دیگری این کار را انجام می دهند؟ آنها نمی خواهند این کار را بکنند و این بر عهده ی نوازندگان یا هر کس دیگری که اقدام کند گذاشته شده. مانند حرکت صلح آمیز موسیقی در دهه ی شصت است – نوازنده گان با خارج شدن و اجرای کنسرت صلح آمیز به درون مردم رخنه کردند اما به نظر نمی رسد ما بیش از این، این کار را انجام دهیم. ما می توانیم برای حمایت مالی از آفریقا کاری انجام دهیم یا هرچیز شبیه به آن اما صلح واقعا مهم است اگر John Lennon زنده بود امروز تا انتها این کار را پیش می برد.

جک: مادر من وقتی من در مورد سیاست مصاحبه کردم ناراحت شد و این من رو عصبانی می کند چون من به مادرم گفتم: من نمی توانم و نمی خواهم در حاشیه ی جنگ باشم. من مخالف جنگ هستم و در مورد آن خیلی موکد هستم.

التون: من کلا مخالف جنگ هستم اما خشم قسمتی از بشر است و رخ می دهد، اما به عنوان یک نوازنده فکر می کنم باید بپاخیزیم حرکتی را آغاز کنیم.

جک: ویتنام چگونه به تو اثر گذاشت وقتی شما در حال شروع کار بودی؟

التون: وقتی من برای اولین بار به امریکا رفتم جنگ هنوز ادامه داشت و اجرای Kent State University حدود 6 هفته بعد از کشته شدن دانشجویان آنجا (در سال 1970). یادم می آید که واقعا احساس عجیبی بود - واقعا غریب. درواقع آخر آن رسیدم و شروع به کار من دقیقا بعد از برگرداندن ارتش توسط Nixon بود. اولین آهنگ آلبوم جدید ما "کارت پستال ها از ریچارد نیکسن" 'Postcards from Richard Nixon'

مردم به نظر نمی رسد که بیشتر از این در خیابان ها اعتراض کنند. آنها همیشه در اینترنت وبلاگ می نویسند. به نظر می رسد که آنها به صورت آن لاین اعتراض می کنند، و این (به اندازه ی کافی) خوب نیست. شما باید از آنجا خارج شوید، دیده شوید و سخنرانی کنید. شما باید این کار را بارها و بارها انجام بدهید.مردم بی تفاوت شده اند. راه پیمایی بزرگی در لندن وقتی که انگلستان تصمیم گرفت به جنگ با عراق بپیوندد اتفاق افتاد و تونی بلر به طور زنده گفت: " مردمی که امروز راهپیمایی کنند دستانشان به خون آلوده خواهد شد" این برمی گردد به نیش زدن او از پشت.
ما نمی تونیم مشکلات همه را در غرب حل کنیم. آنچه ما کردیم در عراق افزایش خشونت اجتناب ناپذیر جنگ داخلی بعد از گرفتن قدرت از صدام حسین بود. من حل این مسئله را نمی دانم. من فقط می دانم که همه ی آنچه من به عنوان یک نوازنده می توانم انجام دهم- چه هم جنس گرا و چه عادی- این است که کنار همدیگر باشیم و صلح را ترویج کنیم. ما فقرزدایی را بهبود بخشیدیم. وقتی شما یک کنسرت اجرا کنیم گاهی فقرا ، فقرشان را فراموش می کنند: این قدرت در موسیقی و ورزش است . این دو می تواند این کار را انجام دهد.

جک: من فکر می کنم این یک عمل سیاسی است. کمک کردن به یک عمل سیاسی است. ما همین چند هفته پیش در یوگسلاوی با Pet Shop Boys برنامه داشتیم و احساسات ماجراجویانه ای بود. برای مردمی می نواختیم که می خواستند از دوران ستم کشی خارج شوند. آنها مردمی بودند که هرگز نمی گفتند موافق شما هستند ولی شما می توانید آن را در فضا احساس کنید. خیلی هیجان انگیز بود. ما بالای برجی که Jeff Mills دی جی بود رفتیم و دیدبانی خندقی را می کردیم که پر بود از حدود 100.000 نفر و لذت آنچه تو در جنب و جوش این جمعیت احساس می کردی شبیه هیچ چیز دیگر نیست. خیلی هیجان انگیز بود.

التون: موسیقی قدرت شفا بخشی دارد. قدرت آن را دارد که مردم را برای چند ساعت از خودشان بیرون بکشد.

جک: ما یک برنامه تابستان گذشته در ایرلند اجرا کردیم و من عجیب و غریب ترین تجربه را داشتم: مادر و پدر و پسری به پشت پرده آمده بودند.

التون: و تو با هر سه نفر سکس داشتی..... (خنده)

جک: نه من کاری نکردم

التون: (خنده رو ادامه می دهد..کمی خیلی زیاد!)

جک: نه من کاری نکردم- (پسر) 18 ساله بود

التون: او سن قانونی رو داشت.

جک: آنها از من امضا بر روی عکس می خواستند، دوست پسر من Chris آنجا بود و- من دقیقا به یاد نمی آورم در مورد چه چیزهایی صحبت می کردیم. من به دوست پسرم اشاره کردم و آنها خیلی آزرده شدند و گفتند: جلوی پسر ما این کار را نکنید. من گفتم: شما در حال صحبت کردن با یک فرد همجنس گرا هستید و در پشت پرده ی نمایش کنسرت من قرار دارید. اگر شما مشکلی با این دارید نباید اینجا باشید. من به صورت پسر مستقیم نگاه کردم و گفتم هم جنس خواهی جرم نیست.

التون: آنها چه کردند؟

جک: من به آنها لبخند زدم و آن مادر معذرت خواهی کرد. من تقریبا بدون محافظ بودم اما به نظرم هشدار بزرگی آمد به خاطر همین به بچه نگاه کردم و گفتم: پدر تو درست نمی گوید. آن لحظه ی خارق العاده ای بود.

التو.ن: تو خیلی شجاع هستی. من شاید جرات این را نداشته باشم که این کار را انجام بدهم. مردم کنار من می آیند و من کمی شبیه ملکه مادر رفتار می کنم ! هیچ وقت این نوع مسائل را نداشتم. نمی دانم برای من چه طور می شود. مردم با من خیلی محترمانه رفتار می کنند. این شبیه زمانی است که Furnish Dave و من اتحاد شخصی خودمان را داشتیم.
دیو و من به عنوان یک زوج از نظر همجنس گرای به نظر خیلی قابل قبول بودیم و این خیلی عالی بود. من همه از این قدرت استفاده کردم تا امتحان کنم و انجام بدهم آنچه می توانم- یا بایستی سعی کنیم که موقعیتی در روسیه و لهستان (بهتر است) پیدا کنیم. من عازم لهستان هستم برای دو هفته به منظور گفتن بعضی چیزها چون موقعیت خوب نیست. اگر من در صحنه ی نمایش بودم نمی توانستم راحت بنشینم و هیچ چیز نگویم. این موضوع هم جنس گرایی نیست این بحث حق بشر است.

من می خواهم که برای آنها بجنگم، حتی اگر من حرفم را با سکوت در پشت صحنه انجام دهم یا با سخنرانی. من نمی توانم راحت بنشینم، این در طبیعت من نیست. بالاخره من نزدیک 60 سال دارم، نمی توانم آرام بنشینم و مانند کورها از ان غفلت کنم . نمی خواهم بی تفاوت باشم.



شقایق

           
         
درج مطالب در سایت رادیو جوان فقط جنبه اطلاع رسانی دارد. تقاضا می کنیم که در صورت کپی برداری و یا هرگونه استفاده از مطالب و اخبار و عکس های سایت رادیو جوان ، منبع خبر که سایت www.radiojavan.net می باشد را ذکر کنید.