گفت‌وگو با جراح پادشاه موناكو، مهدي مهدوي‌كيا و عابدزاده
سال‌ها پيش در خيابان قديم شميران خانه‌اي بود كه پنجره‌اش به روي رودخانه‌اي مقابل پل رومي گشوده مي‌شد. هميشه پشت اين پنجره پسركي درس‌خوان و بازيگوش مي‌نشست و به دور دست‌ها مي‌نگريست. دلش مي‌خواست چيزي بيشتر از بقيه‌ آدم‌ها داشته باشد. درعالم بچگي در دل آرزو مي‌كرد روزي رييس يك بانك شود اما اراده و پشتكار، اين پسر ايراني را به جايي رساند كه امروز جامعه پزشكي جهان به او مي‌بالد. اين نابغه ايراني كسي نيست جز پروفسور «محمد نبي‌نعمتي». پزشكي كه تاكنون بيش از دوازده هزار عمل جراحي مهم انجام داده است از پادشاه موناكو بگير تا بازيگران و خلبانان و ورزشكاران سرشناس جهان كه مهدي مهدوي‌كيا و احمدرضا عابدزاده از جمله بيماران او بوده‌اند.

پروفسور چند سال داريد؟
48 سال
تا چه مقطعي در ايران درس خوانديد؟
تا ديپلم متوسطه در دبيرستان انديشه سپس در دانشگاه ملي آن زمان (شهيد بهشتي فعلي) خواندم و پس از آن بار سفر را بستم و ادامه تحصيلم در آلمان بود.
چه شد كه تصميم گرفتيد از ايران برويد؟
علت‌هاي مختلفي وجود داشت. اين‌جا از تمام مزيت‌هاي عاطفي خانواده و اقوام بهره‌مند بودم.
گفتم بايد بروم و روي پاي خود بايستم و تنها در صورتي دوباره بازگردم كه «چيزي در چنته داشته باشم.»

درغربت چطور درس مي‌خوانديد؟
فقط در يك كلام بايد بگويم با سختي‌هاي زيادي كلنجار رفتم و مدت زيادي به ايران نيامدم.
اولين باري كه به ايران آمديد كي بود؟
حدود چهار سال پيش به ايران آمدم و روابط كاري‌ام با پزشكان چيره‌دست داخل ايران آغاز شد و انصافاً هم از جانب آنها پشتيباني شدم.
لطفاً درباره اولين كار بزرگي كه در ايران انجام داديد برايمان بگوييد.
حدود چهارسال پيش واقعه بزرگي در زندگي بنده پيش آمده گروهي از جراحان مغز و اعصاب و ترميم عضو آلماني هر دو سالي يك بار يك ماموريت خارج از آلمان دارند كه از سوي وزارت خارجه اين كشور و سازمان‌هاي خيريه‌اش حمايت مي‌شود.

اين ماموريت‌ها در كشورهاي جهان سوم و افريقايي انجام مي‌شد و مستمندان تحت درمان قرارمي‌گرفتند. آن سال به همكارانم پيشنهاد دادم كه ماموريتي هم به ايران داشته باشيم (البته جسارت نمي‌كنم و كشورم را به هيچ عنوان جزو جهان سوم نمي‌دانم چرا كه كشوري با ذخاير ارزشمند علمي و طبيعي نمي‌تواند جهان سومي باشد.) با مقامات صحبت كرديم و دانشگاه پزشكي شيراز موقعيت آمدن را برايمان به خوبي فراهم كردند.
اولين باري كه به ايران آمديد چند عمل جراحي انجام داريد؟
حدود پانصد عمل در خصوص جراحي‌هاي فك و دهان سرو گردن، ستون فقرات و مغز و اعصاب.
عمل‌ها بسيار فشرده بودند به طوري كه تمام بيست و چهار ساعت پزشكان پر بود و خدا را شكر حال بيماران پس از دو هفته به مراحل موفقيت آميزي مي‌رسيد.
دشوارترين عمل جراحي‌ كه تاكنون انجام داده‌ايد؟
ببينيد عمل آسان است اما جوابش خيلي سخت است. وقتي برادر پادشاه موناكو پشت در اتاق عمل ايستاده باشد، معلوم است كه دچار استرس مي‌شدم. از طرفي بسياري از مجلات و روزنامه‌هاي مطرح دنيا منتظر گفت‌وگو اعلام نتيجه جراحي بودند!
جراحي‌هاي دشواري كه براي هموطنانتان انجام داده‌ايد؟
-البته بسياري از اين موارد هميشه‌ مانند يك راز در دلم باقي خواهند ماند اما اين مواردي كه مي‌‌گويم در رسانه‌ها سروصدا كرد و ديگر يك راز نيست. يكي از خلبان‌هاي آموزش ديده هواپيماي شكاري نيروي هوايي در قسمت عصب هشتم زاويه بين مخچه و مغزش به اندازه شش سانتي‌متر تومور داشت. به جهت نزديكي اين تومور باعصب شنوايي‌اش امكان فلج صورت و كج شدن صورت پس از عمل جراحي وجود داشت. حالا تصور كنيد اين خلبان يكي از انگشت شمارترين آموزش ديده‌ها و حرفه‌اي‌هاي ايراني بود كه حتي در صورت عمل جراحي و حل مشكل تومورش با صورت كج ديگر نمي‌توانست به كارش ادامه بدهد. اما بالاخره با ياري خداوند پس از عمل جراحي موفقيت آميز اين خلبان به شرايط طبيعي برگشت و هيچ مشكلي برايش پيش نيامد و اين عمل دقيقاً‌ بيست و چهار ساعت طول كشيد.
يعني بعد از عمل و بهبودي، توانست پرواز كند؟
بله، حتي مرا هم برد و در آسمان شيراز با هم چرخيديم (حدود شش يا هفت ماه پيش)
شنيده‌ايم بعضي از بازيكنان فوتبال مثل مهدوي‌كيا و عابدزاده را هم شما جراحي كرده‌ايد.
مهدوي‌كيا وقتي در باشگاه‌ هامبورگ بازي مي‌كرد دچار آسيب و در آلمان جراحي شد كه من عمل كردم. عابدزاده را هم ويزيت كردم اما عمل جراحي انجام ندادم.
همسرتان اهل كجا هستند؟
آلمان.
قيمه بادمجان هم برايتان درست مي‌كنند؟!
بله، تقريباً تمام غذاهاي ايراني را بلدند البته يكي از شرايط براي ازدواج اين بود كه غذاي ايراني هم خوب درست كند!
چند سالگي ازدواج كرديد؟
28 سالگي.
چند فرزند داريد؟
چهارتا، دو دختر و دو پسر.
تا به حال چند بار به ايران آمده‌ا يد؟
سه چهار بار آمده‌ام.

هنوز به خانه قديمي‌تان در خيابان شميران قديم(شريعتي كنوني) سر مي‌زنيد؟
بله، هر بار كه به ايران مي‌آيم مي‌روم آنجا و به پنجره‌اي كه به روي شب زنده‌داري‌هاي درس خواندن باز مي‌شود نگاه مي‌كنم.
اگر پروفسور نعمتي دوباره به نوجواني بازگردند پشت آن پنجره‌ بايستيد باز هم دوست دارند كار جراحي مغزو اعصاب را پيگيري كنند يا شغل ديگري برمي‌گزينند؟
خير، شغل ديگري را دنبال مي‌كردم.
چه شغلي؟
از بچگي دوست داشتم رئيس بانك باشم به موقع جلسه داشته باشم تا به موقع به خوردن چاي و شيريني و خواب و چرت سرظهر و بعدازظهرم مي‌رسيدم. بنابراين اگر يك بار ديگر به كودكي‌ام برمي‌گشتم حتماً كار رياست بانك را دنبال مي‌كردم!
پروفسور، آدم سياسي‌اي هم هستيد؟
بله، چرا نباشم بايد در مورد مسائل سياسي خاك وطنم اظهار نظركنم.
البته ما نشريه‌اي سياسي نيستيم اما دوست داريم نظرشما را در اين باره بدانيم؟
بايد بگويم در آلمان هم كه هستم هر شب قبل از رفتن به خانه سه صفحه نخست سياسي روزنامه‌هاي ايراني را ورق مي‌زنم و دوست دارم همه در جايگاه اصلي خودشان فعاليت كنند.
چه روزنامه‌هايي مي‌خوانيد؟
هم چپ، هم راست. شرق ، آفتاب يزد، قدس و كيهان.
ارزيابي‌تان از موقعيت ايرانيان خارج از كشور چيست؟
ايراني‌ها هرجاي دنيا كه بروند در هر رشته‌اي تقريباً تك هستند، در شهر كلن، محل زندگي بنده به جز پزشكان موفق ايراني، از هرپنج راننده تاكسي هم سه نفر ايراني‌اند.
جوانان ايراني مي‌گويند زندگيشان رنگ خاكستري افسردگي گرفته نظرشما در اين باره چيست؟ چه توصيه‌اي به آنها داريد؟
بايد به جوانان باهوش و استعداد كشورم بگويم كه من هم از كره مريخ نيامده‌ام. در همين ايران درس‌خوانده‌ام و به دنبال اهدافم رفته‌ام پس اگر براي خود آينده روشني در ذهن ترسيم كنند حتماً به آرامش اعصاب خواهند رسيد. نبايد كاستي‌هاي محيط را نيز ناديده بگيريم. چرا كه آن روزها استادان و معلمان پدرانه برادرانه، مادرانه و خواهرانه از جان و دل به دانشجو درس مي‌دادند، اما متأسفانه امروز در مملكت ما علم خشك و بي‌احساس به دانشجو داده مي‌شود و اين اصلاً براي آينده كشور نتايج مثبتي نخواهد داشت.
تفاوت‌هاي ايران چند سال پيش با ايران امروز؟
خوب، از نظر ارتباطات اجتماعي، دوستي و همبستگي ايران و ايراني هيچ وقت تغيير نمي‌كند اما امروزه تجملات بيش از پيش جلوي بسياري از حقايق را گرفته است و اين تجملات به چشم و هم چشمي‌ها نيز دامن مي‌زند.
آيا امروزه در ميزان تمايل مردم جهت مداوا درخارج از كشور نسبت به گذشته تغييري كرده است يا خير؟
زماني ايرانيان خيلي اصرار داشتند براي مداوا به خارج از كشور بيايند اما امروزه با سفر پزشكان به ايران به مقدار زيادي از هزينه‌ها كاسته مي‌شود و مردم نتيجه رضايت‌بخش را در آب و خاك خود مي‌گيرند.
آيا روزي دوباره براي زندگي به ايران بازمي‌گرديد؟
اگر شرايط فراهم شود برمي‌گردم.
بزرگترين آرزويتان ؟
اين كه هموطنانم هميشه از ته قلب خوشحال باشند.
با اين كه بيماران زيادي براي ديدن شما لحظه شماري مي‌كنند ساعاتي از وقت ارزشمند خود را در اختيار ما و خوانندگان پروپا قرص «تپش» قرارداديد از اين بابت بسيار سپاسگزاريم.

گفت و گو از داریوش آرمان

منبع اصلی لينک